مدح و منقبت حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
غیر از تو را زبـان من املا نمیکند جز گـفتن از تو را، قـلم انشا نمیکند شاعر تو را نوشـته و حـاشا نمیکـند جز در سرودن از تو زبان وا نمیکند جز نـام دلـربـای تو بر لـب نمیرود هر کس نگفته از تو، حسینی نمیشود گـیرم پیـمبر است که فرقی نمیکـنند هـمتای حـیدرست که فرقی نمیکـنند زهرای اطهر است که فرقی نمیکنند مثل بـرادر است که فـرقی نمیکـنـند فرقی نمیکنند و مرا شور در سر است آخر حسین فاطمه یک چیز دیگر است در دین ما خدا یکی و مصطفی یکیست احمد یکیست؛ پس به یقین مرتضی یکیست حیدر یکی و حضرت خیرالنسا یکیست زهرا یکیست پس حسن مجتبی یکیست این جمع، بیحسین که معنا نمیگرفت یعـنی اگر نـبـود، کـسا پـا نمیگرفت بیاشک، خاکِ خلقتمان گِل نمیشود تنهـا مجـسـمهست دل و دل نمیشود دلْ بیحـسین، این همه قابل نمیشود انـسانِ بیحـسین که کـامـل نـمیشود غیر از حسین را به دل خویش حک نکن ما از اضافـۀ گِـل اوئـیـم، شک نکـن تاریکم و حـسین چراغ هـدایت است وقتی حسین هست، به کشتی چه حاجت است! درس من از حسین، همین یک عبارت است عزّت برای شیعۀ او در "شهادت" است ما شیعهایم و پای ستم را شکستهایم در سایۀ "سُیُـوفُ خُـذِینی" نشـستهایم ای معنی نهـفـتۀ در هل اتی، حسین! إِنَّ الَّـذينَ آمَـنـویِ سـورههـا، حـسین! تنها خدا برای تو شد خونبها، حسین! مائیم و حسرت حرم کـربلا، حسین! از مـا بگـیـر این هـمه درد فـراق را امـا نــگــیــر از دل مـا اشـتــیـاق را |